محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

238

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

خاطر بدان روى آورند . ايشان ناخواسته به انجام دادن هيچ كارى وادار نخواهند گشت . نبايد هيچ اسقفى يا راهبى و يا عبادتگرى جهانگرد ، از مقام و كار خويش بر كنار گردد . روا نيست كه ساختمان هيچ يك از پرستشگاههاى ايشان ويران و يا بخشى از بناى آنها جزو ساختمان مسجد يا خانه‌هاى مسلمانان گردد . هر كس چنين كند ، براستى كه پيمان خدا را گسسته و از فرمان پيامبر وى سر پيچيده و از پناه خداوند دور گشته است . ( 1 ) روا نيست كه از هيچ يك از راهبان ، اسقفان ، تاركان دنيا و پشمينه‌پوشان ايشان و آنان كه در دل كوهها و جايگاههايى به دور از شهر و آبادانى خلوت گزيده‌اند ، سرگزيت يا خراج بستانند . تنها از ديگر گروههاى ترسايى كه تارك دنيا و راهب و عبادتگر جهانگرد نيستند ، در راه كمك به مسلمانان و نيرو بخشيدن به بيت المال ، سالانه چهار درهم يا يك دست جامهء حبرة ( 4 ) و يا جامهء عصب ( 5 ) يمانى بستانند . اگر فراهم آوردن پارچه براى ايشان دشوار باشد ، بهاى آن را بدانسان كه خود خرسند باشند ، از ايشان بستانند . خراجى كه زمين‌داران و توانگران ، سوداگران بزرگ ، دارندگان معادن سنگهاى بهادار و زر و سيم و توانگران نيرومند ترسايى در دريا و خشكى مىپردازند ، نبايد در سال از دوازده درهم بيشتر باشد . اين در صورتى است كه گروههاى خراجگزار ، ساكن منطقه باشند ، و گرنه بر رهگذران و خانه‌بدوشان كه مسكن و مأواى معلومى ندارند ، خراجى نيست . پرداخت خراج و سرگزيت جز بر كسى كه ثروتى از ثروتهاى زمين در اختيار اوست و سلطان را در آن حقّى است ، روا نيست . وى نيز - بىآنكه ستمى بيند - همانند ديگران ، جزيه و خراج مىپردازد . نبايد جز به اندازهء توانايى شخص خراجگزار بر كار كردن بر روى زمين و آباد ساختن آن و بارورى زمين و نيز جز به اندازهء خراجگزاران همپايهء او ، از وى سرگزيت و خراج بخواهند . نيز نبايد از مرز دادگرى و درستى ، پا فراتر نهند . ( 2 ) روا نيست كه هيچ كس از اهل ذمّه را به بسيج گشتن و پيكار با دشمن مسلمانان و رويارويى با آنان وادارند ؛ زيرا مردم ذمّى نبايد به كارزار بروند . اينان تنها براى آنكه به پيكار با دشمن وادار نگردند ، با من پيمان بسته‌اند . بر مسلمانان است كه از ايشان دفاع كنند و پناهگاه آنان باشند . نيز نبايد ايشان از سوى هيچ مسلمانى با فراهم آوردن نيروى انسانى ، سلاح و اسب ، براى نبرد با دشمن مسلمانان بسيج گردند ، مگر آنكه ايشان خود به قصد نيكى بر مسلمانان ، به چنين كارى دست زنند ؛ كه هر كس چنين كند ، مورد ستايش و نيكى و پاداش قرار خواهد گرفت . هيچ يك از پيروان آيين نصرانى نبايد به پذيرفتن اسلام وادار گردد . « با اهل كتاب ، جز با حجّت استوارتر و از راه بهتر ، مجادله مكنيد » ( 6 ) . با آنان به مهربانى و دلسوزى رفتار كنيد و در هر جا و هر بخش از اين سرزمين كه باشند ، نسبت به ايشان از آزار و رفتار ناپسند ، بپرهيزيد . اگر از يكى از ترسايان جرم يا جنايتى سر زند ( 7 ) ، وظيفهء مسلمانان است كه به يارى وى شتابند و از او دفاع كنند ، و در زدودن گناه وى و ايجاد آشتى ميان او و مجنىّ عليه ، از رهگذر منّت و نعمت و يا